السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
299
تفسير الميزان ( فارسي )
به نحوى ناخوشايند به او حمله كرد « 1 » . و مراد از « آيات » ، آيات آفاق و انفس است ، كه همه بر يكتايى خدا كه كفار منكر آن بودند دلالت مىكند . ابو السعود در تفسير خود گفته : مقصود از آن ، معجزات نه گانه اى است كه به دست موسى ( ع ) ظاهر شد ، ممكن است شما خواننده اشكال كنيد كه آيه شريفه مىفرمايد : ما به موسى و هارون گفتيم آيات ما را ببريد نزد اين قوم كه آيات ما را تكذيب كردند و ما آنها را هلاك كرديم و چگونه آيات را قبل از آنكه موسى و هارون برايشان ببرند تكذيب كردند ؟ و موسى و هارون كه هنوز اين تكذيب را از قوم نديده چطور خداوند مىفرمايد آيات ما را ببرند نزد قومى كه آيات ما را تكذيب كردند ؟ خلاصه ، تكذيب آيات بايد بعد از آوردن آن باشد و آوردن آن هم بايد بعد از ماموريت باشد . در جواب مىگوييم : اين توصيف ، توصيف فرعونيان در زمان رسالت موسى و هارون به سوى ايشان نيست تا اين اشكال وارد شود ، بلكه توصيف ايشان است در هنگامى كه داستانشان براى رسول خدا ( ص ) حكايت مىشود ، تا علت استحقاقشان را - استحقاق تدمير و هلاكى كه بعدا بدان اشاره مىكند - بيان كرده باشد . و معنايش اين است كه موسى و هارون نزد فرعونيان رفتند و همه آيات ما را نشانشان دادند ، ولى آن را تكذيب كردند و به تكذيب خود ادامه دادند ، پس ما ايشان را هلاك كرديم « 2 » . اگر مجبور باشيم آيات را حمل بر معجزات موسى كنيم نظريه ابو السعود خوب است . اما وجه اتصال اين آيه به ما قبلش ، اين است كه طعنه زنندگان به كتاب خدا و نبوت رسول خدا ( ص ) را تهديد مىكند به اينكه بپرهيزند از اينكه به سرنوشت فرعونيان دچار شوند كه آنان نيز با اينكه خدا به موسى و برادرش ماموريت داده بود به سوى ايشان بروند و كتاب هم بر او نازل كرده بود ، مع ذلك زير بار نرفتند ، و خدا همه شان را به طرز اعجاب انگيزى هلاك كرد . و به خاطر همين نكته ، مساله فرستادن كتاب را ، بر ارسال موسى و هارون و هلاكت فرعون مقدم داشت با اينكه از نظر زمان ارسال موسى و هارون و غرق فرعون ، قبل از نزول تورات بود . پس غرض از ذكر اين داستان ، تنها اشاره به فرستادن كتاب و رسالت موسى و
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 169 . ( 2 ) تفسير ابى السعود ، ج 6 ، ص 217 .